تبليغاتX
Matrix

Matrix

Real World

ما چی هستیم؟


بدن یک انسان بیشتر از یک باتری 120 ولت الکتروسیته ی ساکن تولید می کنه!

والبته بیش از 25000 واحد گرمایی به اندازه ی 7/5 کیلو وات!!

که برای راه اندازی نوعی گداخت هسته ای کافیه!

میدونید

ترس من از اینه که در آینده به یک منبع انرژی تبدیل بشیم

بله یه باتری

یا برای انسان ها و یا برای ماشین ها

+ نوشته شده در  89/06/29ساعت   توسط Neo  | 

ماتریکس چیه؟

 چه چیزی واقعی می تونه باشه...؟  

آیا هر چی می بینیم واقعیه؟

چی؟

هر چی که بتونیم لمس کنیم یا چیزی که بو می کنیم یا می چشیم؟

پس یعنی سیگنال هایی که از سلول های عصبی به مغذ میره و اونجا تفسیر میشه..؟!

وقتی خسته می شید با ترشح یک نوع ماده در ماهیچه ها احساس خستگی می کنید..

وقتی تشنه ایم...آب می نوشیم

وقتی گرسنه ایم ...غذا می خوریم

ازدواج می کنیم.تولید مثل و در انتها ...مرگ!

این دنیایی است که تو می شناسی..

دنیایی که ما بهش می گیم ماتریکس...!

این دنیاییه که تو توش زندگی می کنی

دنیایه کاملآ خیالی....

راحت بگم این دنیا سرکاریه...همش سرکاریه

می دونی چرا ؟

چون بی هدفه؟؟؟؟

مثل زندگیه منو تو...

بهشت با جهنم

واقعآ ما انقدر احمق شدیم که مثل عرب ها هدف زندگی رو بهشت می دونیم؟!

ولی من میگم:

نه!

ما برای هدفی ساخته شدیم ..

اما نه برای این دنیا!

برای دنیای واقعی!



به صحرای حقیقت خوش اومدی...








+ نوشته شده در  89/06/29ساعت   توسط Neo  | 

از یک دوست

یه دوست یه جمله بهم گفت:

گفت:  سعی نکن با تاریکی بجنگی ، تلاش کن راهی برای نور باز کنی

این یه ضرب المثل لاتینه که نباید فراموش بشه

+ نوشته شده در  89/06/29ساعت   توسط Neo  | 

نامه ای به خدا...

نامه ای به خدا...
یک روز کارمند پستی که به نامه‌هایی که آدرس نامعلوم دارند، رسیدگی می‌کرد، متوجه نامه‌ای شد که روی پاکت آن با خطی لرزان نوشته شده بود: نامه‌ای به خدا.
با خودش فکر کرد بهتر است نامه را باز کرده و بخواند. در نامه اینطور نوشته شده بود:
خدای عزیزم! بیوه زنی 83 ساله هستم که زندگی‌ام با حقوق ناچیز بازنشستگی می‌گذرد. دیروز یک نفر کیف مرا که صد دلار در آن بود، دزدید. این تمام پولی بود که تا پایان ماه باید خرج می‌کردم. یکشنبه هفته دیگر عید است و من دو نفر از دوستانم را برای شام دعوت کرده‌ام، اما بدون آن پول چیزی نمی‌توانم بخرم. هیچ‌کس را هم ندارم تا از او پول قرض بگیرم. تو، ای خدای مهربان تنها امید من هستی، به من کمک کن.
کارمند اداره پست خیلی تحت‌تاثیر قرار گرفت و نامه را به سایر همکارانش نشان داد. نتیجه این شد که همه آنها جیب خود را جستجو کردند و هر کدام چند دلاری روی میز گذاشتند. در پایان 96 دلار جمع شد که آن‌را برای پیرزن فرستادند. همه کارمندان اداره پست از اینکه توانسته بودند کار خوبی انجام دهند، خوشحال بودند. عید به پایان رسید و چند روزی از این ماجرا گذشت تا اینکه نامه دیگری از آن پیرزن به اداره پست رسید که روی آن نوشته شده بود؛ نامه ای به خدا. همه کارمندان جمع شدند تا نامه را باز کرده و بخوانند. مضمون نامه چنین بود:

خدای عزیزم. چگونه می‌توانم از کاری که برایم انجام دادی تشکر کنم. با لطف تو توانستم شامی عالی برای دوستانم مهیا کرده و روز خوبی را با آن‌ها بگذرانم. من به آنها گفتم که چه هدیه خوبی برایم فرستادی، البته چهار دلار آن کم بود که مطمئنم کارمندان اداره پست آنرا برداشته‌اند.

منبع:

http://www.sevensky.blogfa.com

+ نوشته شده در  89/06/29ساعت   توسط Neo  | 

خدا

یه سوال نا محدود...

خدا چیه؟؟؟؟

کجاست؟؟؟؟؟؟

میخوره!!!

می خوابه!!!

می بینه!!!

می شنوه!!!

می شنوه که میلیون ها آدم!!!

میلیون ها آدم دارن صداش می کنن

ازش چی می خوان

پول

ثروت

قدرت

دیگه چی؟

خسته نمی شن انقدر می خوان؟

اگه خدا نبود از کی می خواستن؟

از من!!  از تو!!  از کی؟؟

کی می شد منجی بشریت؟!

کی می شد رفیق تنهایی ها...

اگه خدا نبود گیجی هاتونو... قفلط هاتونو...گردن کی می نداختین؟؟؟؟

هر گناهی که کردین      انداختین گردن شیطون

اصلآ چی شد که انسان      نیاز به خدا پیدا کرد؟

خدا کیه؟

خدا منم؟

خدا تویی؟

خدا خداست...!

ادامه....بزودی...


+ نوشته شده در  89/06/29ساعت   توسط Neo  | 

چرا

 سوال ها ی زیادی دارم؛ شاید هم از واژه ی  ((چرا)) خوشم میاد  

ولی چرا ما هستیم؟

چرا ما به خودمون می گیم با هوش؟

یا با احساس؟

چرا؟

چرا باید روزانه 40000 کودک زیر پنج سال از فقر بمیرند...؟

چرا من  اینا رو می دونم و راست راست،بی خیال قدم می زنم...؟

چرا باید بمیرن؟

گرسنگی ، فقر

چرا فقر؟

کار نیست؟

چرا کار نباید باشه؟

اعتیاد؟

چرا باید یکی معتاد بشه؟

عقده،رفیق بد،روزگار،سرنوشت

ولی هیچ کدوم

سرنوشت.... 

وجود نداره

ما هستیم که چرا هارو جواب می دیم با دید خودمون ولی بهش اهمیت نمیدیم 

شاید یه چیز بزرگ باشه یا شایدم نباشه

هان ...

چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

+ نوشته شده در  89/01/24ساعت   توسط Neo  | 

گوش کنید...


نمی دونم 

شاید بدونید

این دنیا این جور که داریم پیش میریم و احساس می کنیم نیست

همه چیز اون جوریست که ماتریکس می خواد

ماتریکس همون  سرنوشته 

ولی من نمی خوام که فکر کنم زندگیم دست خودم نیست 

پس حرف هایی دارم که به ماتریکس بزنم:

من می دونم که اون جایی...

می تونم احساست کنم...

می دونم که ترسیدی...تو از ما می ترسی..!

تو از تغییر می ترسی........................!

من از آینده خبر ندارم

نیومدم که بگم این ماجرا چطور تموم می شه ...!؟!

اومدم بگم چطور شروع می شه...

حالا می خوام چیزایی رو نشون بدم که تو نمی خوای مردم ببینن

من دنیای بدون تو رو نشون میدم

دنیایی بدون نظارت؛بدون قوانین،بدون مرز و دور از محدودیت

جایی که توش همه چیز ممکنه

دیگه بعد از اون چی بشه انتخابش با توست

+ نوشته شده در  89/01/15ساعت   توسط Neo  | 

زندگی شما...

زندگی یعنی چی؟

به دنیا بیای         از محیط تغذیه کنی

ازدواج کنی          در محیط زندگی کنی

تولید مثل            یکی به نابودگر محیط اضافه کنی

و در آخر مرگ...    محیط رو آلوده کنی

فقط و فقط یک موجود دیگه به این سبک زندگی میکنه!

بله ............

ویروس........!!!!!!!!!!!


+ نوشته شده در  89/01/10ساعت   توسط Neo  | 

Neo

با درود و خسته نباشید

من امروز دنیای جدیدی بهتون معرفی کنم 

دنیای واقعی ای که از آن بی خبرید ... 

ماتریکس منتظر شماست... همان گونه که شما در پی آن بودید آن هم دنبال شما بود

بزودی در همین وبلاگ...

+ نوشته شده در  89/01/04ساعت   توسط Neo  |